***************
يـكنفرهست كــه ازپنجره ها نـرم و آهسته مـرا می خواند گـرمی لهجه بـارانی او تا ابـد تـوی دلــــم می مـــاندیكنفر هست كه در پرده شب طرح لـبخند سپيدش پيداست مثل لحظات خوش كودكی ام پر ز عـطر نفس شب بـو هاستيكنفرهست كه چون چلچله ها روز و شب شيفته پـرواز است توی چشمش چمنی از احساس،تـوی دستش سبدی آواز استيـكنفر هست كه يادش هر روز چون گلی توی دلم می رويد آسمان، بـاد، كبوتـر، بـاران قـصه اش را به زمــين می گويديـكنفر هست كه از راه دراز باز پيوسته مرا می خواند
گاهگاهی به خـودم می گوییم تـا ابد توی دلم میماند