خدای من!
این روزها که خون سیز((فروردین)) در رگهای طبیعت جوشیدن گرفته است و لاله ها و
شمعدانی ها بار دیگر چشم گشوده اند و من نیز دستهایم را همچون دو علامت سئوال به سویت میگشایم و از تو که مهربان ترین مهربانان هستی تشکر میکنم!!!!
زیرا به من فرصت دادی تا بهاری دیگر از روزگار عمرم را به عبادت تو بپردازم و از تو میخواهم تا وجودم را از ظلمتِ توَهُم به نورِ فهم رهنمون سازی(الهی آمین)
یا رب العالمین!
امشب که بیشتر ما با فرا رسیدن سال جدید در پوست خود نمیگنجیم و از خوشحالی شوق پریدن پیدا کرده ایم،
کسانی هستند که فراموش کرده اند بهار از راه رسیده است!!!!!
شاید کسانی که همانند ما از ماهها پیش به استقبال سال جدید رفته بودند امروز با خود میگویند ای کاش هیچ وقت بهار از راه نمیرسید!!!!!
کسانی که در سوانح رانندگی و در مراسم چهارشنبه آخر سال شرکت داشته اند.
و همین طور کسانی که بر عکس خیلی از ما که شبهای آخر سال به خرید و ...... راهی میشویم، آنان باید در منازل کوچک و سرد خود بمانند و چشم به راه کمک های خداپسندانه ما و شما باشند.......
خدایا در این شب آخر سال از تو میخواهیم به همه بیماران، جانبازان شیمیایی و .... شفای عاجل عطا فرمایید.
انشاءالله با حلول سال جدید و عوض شدن لباس زمین و پاک شدن زمین از آلودگی ها،
ناپاکی ها و ..... گناهان ما را هم پاک کنی....
خدایا در این شب آخر سال بر ما ببخش تمام گناهان کوچک و بزرگ ما را....
آمین یا رب العالمین

تقدیم به بهار:
بهار جان!
چه روزها و شبهای سردی را به انتظارت، کنار باغچه گذاراندم تا از خاک باغچه بجوشی و در تمام وجود زندگیم جریان پیدا کنی.
با دستهایم از برف باغچه آدمکی ساختم تا در هرم نگاه تو تبخیر شود!!!!
گرمتر از همهء بهار ها و سرشارتر از تمام باغ ها با عطر دلپذیر گلهای محمدی آمدی،!!!! آمدی با خورشیدی در دستهایت و قرآنی در سینه ات......
و حال فروردین، بهاری دیگر را در خود دارد. انگار که زمین دوبار در یک سال خورشید را دور زده است و بهار در بهار باغچه را آذین بسته اند.....
حلول ماه زیبا و پر فظیلت ربیع الاول و تقارن با بهار طبیعت
بر شما دوست عزیزم مبارک باد
با آرزوی لحظاتی سرشار از شادی و خوشحالی برای شما.
+
نوشته شده در ساعت توسط "مهربان ناآرام"
|