تبليغاتX
.:: PERG0LA ::.
(با آرزوی لحظاتی خوش در آلاچیق)


.:: PERG0LA ::.





                                                        perg0la6

طرح سؤال ، دريچه اي است كه به سوي شناخت از يكديگر گشوده مي شود. البته مهم اين است كه به سؤال ها چگونه پاسخ داده شود. نحوه پاسخ دادن به سؤال ها، تصويري از طرف مقابل در ذهن ديگري مي سازد. هرچه پاسخ ها واقعي تر و صادقانه تر باشند تصويري هم كه ساخته مي شود صحيح تر خواهد بود. اين امر كمك مي كند تا زن و مرد راه بهتري را در زندگي پيدا كنند، اين راه مي تواند به ازدواج و يا قطع رابطه و عدم ازدواج ختم شود. رسيدن به هر يك از اين راه ها در صورتي كه عاقلانه و درست باشد به نفع زن و مرد است. البته بايد در نظر داشت كه هيچ پاسخي درست يا اشتباه نيست.

هدف از طرح پرسش، اين است كه متوجه شويد در شرايط خاص مورد نظر، چه رفتاري داريد و درباره گذشته و آينده چگونه فكر مي كنيد. براي خشنود كردن نامزدتان پاسخ هايتان را تغيير ندهيد و از پاسخ هاي زيركانه اي كه بيانگر حقيقت نيستند خودداري كنيد. پاسخ هاي غيرواقعي به منظور پيشگيري از جر و بحث، به نفع هيچ كس نيست.

بهتر است به جاي نامزدتان هم پاسخ ندهيد و عقيده خاص خود را بيان كنيد .مثلاً : اگر از شما مي پرسند آيا بچه مي خواهي يا نه؟ پاسخ ندهيد كه نامزدم بچه نمي خواهد.

- سعي كنيد خصوصيات و خواسته هاي خود را كشف كنيد. وقتي درباره خودتان به اين شناخت دست يافتيد، مي توانيد تصميم بگيريد كه آيا نامزدتان مي تواند در رسيدن به خواسته هايتان شريك زندگيتان باشد يا نه.

- پاسخ هايتان بايد روشن كند كه شما در زندگي مشترك چه انتظاراتي از همديگر داريد، در ضمن با اين پاسخ ها مي توانيد اولويت ها و رفتارهايي را كه حاضر به ترك آن نيستيد، نشان دهيد. اگر در خانه شلخته هستيد و نمي توانيد خود را تغيير دهيد، بهتر است تا نامزدتان از اين خصوصيت شما آگاهي داشته باشد.

- به پاسخ هاي يكديگر گوش كنيد، اما دخالت نكنيد، اين تمرين ها براي آن است كه درباره همديگر بيشتر بدانيد نه اين كه همديگر را تغيير دهيد. بهتر است فكر كنيد آيا مي توانيد با نامزدتان همين گونه كه هست و بي آن كه توقع داشته باشيد كه تغيير كند، زندگي مشترك تشكيل بدهيد؟

يكسان بودن پاسخ ها و پرسش هاي مطرح شده، كليد خوشبختي در زندگي زناشويي نيست، بلكه برخورد شما با تفاوت ها تعيين كننده است. وقتي شما و نامزدتان در پاسخ به يك پرسش اختلاف عقيده داريد، راهنمايي هاي پيشنهادي «در شيوه گفتگو درباره تفاوت ها» را به كار بگيريد، زيرا به شما كمك مي كند تا اختلاف هايتان را به تدريج حل كنيد، وقتي دستتان را براي نامزدتان رو مي كنيد، آسوده مي شود. به او مي گوييد: «ظاهر و باطن، من اين هستم.» خودتان را صادقانه آشكار مي كنيد، باري از روي دوش خود برمي داريد و به اصطلاح توپ را در زمين بازي نامزدتان مي اندازيد و به او اين امكان را مي دهيد كه بدون هيچ فرض نادرستي تصميم بگيرد و شما را بپذيرد.

اما وقتي نظر او براي شما قابل قبول نيست چه بايد بكنيد؟ اگر با پاسخ هاي نامزدتان موافق نباشيد، چه خواهد شد؟ پي بردن به تفاوت ها به معناي اعلام ختم رابطه نيست، هرگز عدم اختلاف نظر، راز موفقيت زندگي مشترك به حساب نمي آيد، اختلاف نظر با نامزدتان، فرصتي است تا مهارت هاي «مديريت تفاوت ها» را بياموزيد. توجه داشته باشيد: مديريت تفاوت ها و نه مديريت حل اختلاف . زيرا لزومي ندارد كه گفتگو درباره تفاوت ها به اختلاف منجر شود.

طبيعي است كه از دست نامزدتان عصباني و دچار سردرگمي و سرخوردگي بشويد، احتمالاً از دست دوستتان، رئيس و حتي همسايه تان هم دچار همين حالات مي شويد. اما با كمي تلاش مي توان ديدگاه هاي متفاوت را بدون اين كه به مشاجره ختم شود به هم نزديك كرد، مگر آن كه به شدت ستيزه جو باشيد.

گذشته شما

توجه به گذشته خود و تأثير آن بر شكل گيري شخصيت شما و خواسته هايتان در زندگي، نخستين گام هاي آمادگي براي ازدواج است. معمولاً زندگي پدر و مادرها سرمشق زندگي ما مي شود و اگر از اين سرمشق خوشمان بيايد، كم و بيش مي دانيم كه شريك زندگيمان بايد چه خصوصياتي داشته باشد، اما اگر همان طور كه بزرگتر مي شويم، از رابطه پدر و مادرمان خوشمان نيايد، مي توانيم آن را با الگوي مد نظرمان عوض كنيم.

به دقت به روابط افرادي كه شما و نامزدتان در كنار آنها بزرگ شده ايد، توجه كنيد. ويژگي هايي را كه موجب ايجاد روابطي استوار و شاد شده و آنها كه سبب تلخي زندگي شده اند به ياد بياوريد، مشخص كنيد چه نگرش ها و رفتاري روابط اين افراد را تيره و تار مي كند. از اشتباهات و موفقيت هاي ديگران بياموزيد. اما توجه داشته باشيد كه خودتان را با آنها مقايسه و يا تشبيه نكنيد. تصميم بگيريد تجربيات مثبت را به كار ببنديد و از رفتارهاي منفي دوري كنيد.

اگر از موهبت داشتن پدر و مادري خوشبخت برخوردار هستيد، اين شانس را داريد كه بفهميد ازدواج موفق به چه عواملي نياز دارد. تك تك پرسش ها را با صداي بلند براي نامزدتان بخوانيد و هريك جداگانه بي آنكه حرف يكديگر را قطع كنيد به آنها پاسخ دهيد، سپس در اين باره صحبت كنيد كه آيا پاسخ هايتان بر زندگي مشتركتان تأثير خواهند گذاشت يا نه و تأثيرش چگونه است.

1 - به عقيده شما چه عاملي پدر و مادرتان را در كنار هم نگه داشته است؟

2 - دوست داريد چه ويژگي هايي از زندگي پدر و مادرتان در زندگي شما هم وجود داشته باشد؟

3 - از چه ويژگي هاي زندگي پدر و مادرتان خوشتان نمي آيد؟

4 - پدرتان چه رفتاري با مادرتان داشت؟ مادرتان چه رفتاري با پدرتان داشت؟

5 - آيا شما و نامزدتان مي خواهيد كه همان رفتار پدر و مادرهايتان را نسبت به همديگر داشته باشيد؟

و ...

perg0la7

تأثير طلاق بر آينده فرزندان

پژوهش ها نشان داده است كودكاني كه پدر و مادرشان از هم جدا شده اند و بيشتر سال هاي رشد را فقط با پدر يا فقط با مادر گذرانده اند، به احتمال زياد در زندگي زناشويي خود نيز مشكل داشته باشند، اما اين به آن معني نيست كه نمي توان تغييري در اين تقدير ايجاد كرد. مي توانيد علل عدم موفقيت زندگي مشترك پدر و مادرتان را بررسي كنيد و با اجتناب از آن رفتارها، شانس موفقيت خود را در زندگي زناشويي افزايش دهيد.

 

در جستجوي همسر

نه تنها به دنبال شخصي مي گرديم كه آينده مان را با او سهيم شويم، بلكه فردي را مي خواهيم كه بخشي از گذشته مان نيز با او مشترك باشد. اگر پدر و مادر يا قوم و خويشي را تحسين مي كرديم كه مرفه بود، به احتمال زياد در پي همسري هستيم كه از نظر مالي تأمين باشد و احياناً كمبودهايي را كه در دوران كودكي و نوجواني، احساس مي كرديم پر كند. اگر احساس مي كنيد كه دوران كودكي و نوجواني تان بيش از حد جدي بوده است و خواهان شوخي و خنده بوده ايد، احتمالاً خواهان همسري هستيد كه شما را سرگرم كند و بخنداند.

پاسخ هاي شما به پرسش هاي مربوط به گذشته مهم هستند، زيرا موجب مي شوند تا بتوانيد وضعيت هاي نشاط آور و دردآور زندگي تان را تشخيص دهيد. با گفتگو درباره اين رويدادها مي توانيد تصميم بگيريد كه براي ايجاد يك زندگي خانوادگي شادمان، چه اقداماتي بايد انجام دهيد.

 

به هنگام مرور پاسخ هايتان نكات زير را به ياد داشته باشيد:

اگر بيشتر پاسخ هايتان مثبت و شاد است، با گذشته تان در صلح هستيد و احتمالاً خواستار زندگي مشتركي هستيد شبيه به فضايي كه در آن بزرگ شديد، چنانچه كل پاسخ هايتان منفي باشد، احتمالاً ناراحتي يا خشمي را از گذشته با خود حمل مي كنيد. درباره شيوه هاي رفع اين خشم، گفتگو كنيد و ببينيد به عقيده شما اين آزردگي چه تأثيري بر انتظارات شما از زندگي زناشويي مي تواند داشته باشد.

وقتي از شما پرسيده شد كه دوست داريد زندگيتان شبيه به زندگي چه افرادي باشد آيا شما و نامزدتان يك زوج واقعي را مثال زديد يا شخصيت هاي يك فيلم را؟ آيا مدت ها با اين زوج معاشرت كرده بوديد يا فقط داستان آنها را بر صفحه تلويزيون ديده بوديد؟ الزامي ندارد كه همه الگوهاي خوب روابط در يك زوج وجود داشته باشند. شما مي توانيد اميدوار باشيد كه ويژگي هاي گوناگون زوج هاي مختلف را سرمشق قرار دهيد. براي نمونه مي توانيد مهر و محبت يك زوج و صرفه جويي زوج ديگر را آرمان خود قرار دهيد.

نقش پدر و مادر در ازدواج

تعداد كساني كه رها از پدر و مادر، زندگي زناشويي را آغاز مي كنند، اندك است. چه پدر و مادرتان را دوست داشته باشيد، چه از آنها دوري كنيد و حتي اگر هيچ گاه آنها را نشناخته باشيد، به هرحال بخشي از زندگي مشترك شما هستند و ميزان دخالت آنها در زندگي شما يكي از موضوع هاي معمول اختلاف و بگو مگوي شما و همسرتان خواهد بود.

هر كدام جداگانه پاسخ هايتان را به پرسش هاي زير بنويسيد، پرسش ها در رابطه با پدر و مادر هر يك از شماست نه پدر و مادر همسرتان، سپس درباره پاسخ، گفتگو كنيد و ببينيد به عقيده شما چه تأثيري (مثبت يا منفي) بر زندگيتان خواهند داشت.

1 - آيا والدينتان نامزدتان را مي پسندند؟

2 - آيا مهم است كه پدر و مادرتان، نامزدتان را دوست داشته باشند؟

3 - چنانچه نامزدتان مورد تأييد پدر و مادرتان نباشد، چه تأثيري بر زندگي مشتركتان خواهد داشت؟

4 - اگر پدر و مادر و نامزدتان با هم اختلاف داشته باشند، احتمالاً از كدام طرف جانبداري مي كنيد؟

و ...

قابل درك است كه هر يك از شما با پدر و مادر خودتان راحت تر باشيد تا پدر و مادر آن يكي، هر چه باشد، شما به مدت يك عمر پدر و مادرتان را مي شناسيد. در حالي كه احتمالاً تازه با پدر و مادر نامزدتان آشنا شده ايد، اما هميشه به ياد داشته باشيد كه پدر و مادر همسرتان، پدر و مادر همسرتان هستند، تحقير يا بي احترامي به آنها هيچ تفاوتي با توهين به پدر و مادر خودتان ندارد.

+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  | 


با بررسي روابط موجود بين دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما ، مي توان دسته هاي مختلفي از رفتار را مشاهده كرد  كه هريك از اين نوع برخوردها ارتباط مستقيمي با عوامل تعيين كننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصيت ، سطح تحول هوش ، و تراز فرهنگي انسان دارد . دسته هاي مهم در برخوردهاي بين دو دختر و پسر عبارتند از :                                                                perg0la4

ادامه مطلب را حتما بخوانید!!!!


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  | 


در مقاله پيش خوانديم که ...

وقتي لب به سخن باز مي کنيم، اغلب احساس مي کنيم که صرفاً حرف مي زنيم! اما سخن ما و طرز اداي آن از دايره امکانات وسيعي انتخاب مي شود و ديگران نيز به اين انتخابهاي ما درست به همان شکل که به لباسهاي ما واکنش نشان مي دهند و آن را نشانه شخصيت و طرز تلقي ما مي دانند، واکنش نشان مي دهند. مثلاً پوشيدن کت و شلوار مي تواند نشانه لباس پوشيدن رسمي يا نشانه احترام قائل بودن براي يک موقعيت باشد، حال آن که استفاده از يک پوشش بسيار عادي، نشانه خودماني تلقي کردن يا جدي نگرفتن به شمار آيد. شخصيت هايي نظير رسمي يا خودماني، آراسته يا ناآراسته و طرز تلقي هايي مانند احترام قايل شدن يا نشدن با طرز سخن گفتن نيز مشخص مي شوند.

در هر صورت آنچه مسلم است آن است که هر حرفي بايد به شکلي زده شود. هر سخن لحن، سرعت، مکث و بلندي خاص خود را دارد. ممکن است قبل از صحبت بدانيم يا ندانيم چه بايد بگوئيم يا چه مي خواهيم بگوئيم، مگر اينکه شرايط جلسه، حالت مسلم و مشخص داشته باشد. در عين حال هيچگاه قبل از سخن گفتن، تصميمي بر اينکه کجا صدا را بلند يا کوتاه بايد کرد و يا کجا تند يا سريع بايد حرف زد، گرفته نمي شود. چون رعايت و به کار بستن تمامي اين نکات بستگي به موقعيت دارد، اما همه عواملي است که ما منظور گوينده را درک مي کنيم و در باره طرز فکر خود نسبت به نظرات يکديگر تصميم مي گيريم.

سبک گفت و گو هرگز موضوعي فوق العاده و اضافي بر گفت و گو نيست بلکه بخش اصلي و جدانشدني از آن است. جنبه هاي سبک گفت و گو، ابزار اوليه آن گفت و گو هستند. نشانه ها و علايم مهم در سخن گفتن، سرعت حرف زدن مکث ها و بلندي صداست که جملگي آنچه را ما آهنگ صدا و صحبت مي شناسيم مشخص تر مي سازند.

اين نشانه ها در تمهيدات زبان شناسي به کار مي روند که اساس صحبت و گفت و گو را شکل مي دهند. مجموعه اي که نوبت گيري در گفت و گو، بيان نقطه نظرها و اينکه در جريان صحبت و گفت و گو چه مي کنيم (گوش مي دهيم، علاقه منديم، قدرشناسي مي کنيم، رفتار دوستانه داريم، انتظار کمک داريم يا پيشنهاد کمک مي کنيم و ...) را مشخص ساخته و نشان مي دهند که به هنگام گفت و گو، در چه انديشه اي هستيم.

نشانه ها، سرعت و مکث در صحبت

سارا سعي داشت با همسر جديد سعيد، در گفت و گو را باز کند. اما به نظر مي رسيد که مينا (همسر سعيد) حرفي براي گفتن ندارد! در حالي که سارا احساس مي کرد مينا حوصله گوش دادن به حرفهايش را ندارد، مينا به سعيد گفت که سارا فرصت حرف زدن به او نمي دهد! که در حقيقت مشکل موجود با انتظار در باره سرعت و مکث کردن ارتباط داشت نه با حرف و حوصله داشتن يا نداشتن سارا و مينا!

بايد دانست گفت و گو، يک بازي نوبتي براي سخن گفتن انسانها است! شما حرف مي زنيد، بعد نوبت به من و بار ديگر نوبت به شما مي رسد. هر کس زماني حرف مي زند که مخاطب او حرفش را تمام کرده باشد. موضوع در ظاهر به همين سادگي است اما اينکه بدانيم طرف مقابل صحبت اش را تمام کرده است يا خير، خود موضوعي مهم است. وقتي صدا ملايم تر مي شود، وقتي گفته قبلي تکرار مي شود، وقتي ميان کلمات فاصله مي افتد و صدا باز هم ملايم شود؟ آيا تکرار جمله به معناي نداشتن حرفي تازه مي تواند باشد؟ آيا قصد، تاکيد است؟ يا ميان کلمات چه فاصله اي بايد بيفتد تا معناي "دارم حرفم را تمام مي کنم" يا "هنوز حرف دارم" يا "مکث کرده ام، اما حرفم هنوز تمام نشده است را بدهد؟"

طبيعي است که در ميانه گفت و گو و صحبت با افراد، فرصتي صرف حل اين مسايل نمي شود. بلکه به دليل سالها تجربه در زمينه صحبت با اشخاص، فرد متوجه مي شود که حرف پايان گرفته يا خير. از طرفي وقتي عادات گفت و گو در طرفين مشابه باشد، يا نوع سخن گفتن يکي براي آن ديگري واضح و مشخص باشد، هيچ اشکالي بروز نمي کند اما اگر عادات دو طرف با هم متفاوت شد، ممکن است يکي از طرفين گفت و گو به اين نتيجه برسد که آن ديگري يا به حرف او گوش نمي کرده يا اصولاً اين طور تصور شود که صحبتي براي گفتن وجود ندارد. (مثالي که درباره سارا و مينا مطرح شد).

همچنين يکسان نبودن سبک و زمان و فرصت و مجال صحبت کردن، امکان دارد خصوصيات فرد را به جز آن چيزي که هست، نشان دهد و درست به همين دليل است که اندکي تفاوت در سبک گفت وگو و موضوعاتي مانند مکث و غيره مي تواند روي زندگي فرد تاثير قابل ملاحظه اي داشته باشد.

بلندي صدا در سخن گفتن

واي از دست شوهرم! نمي دانيد وقتي در خانه است چقدر بلند صحبت مي کند. باور کنيد از ده خانه آن طرف تر هم مي شود صدايش را شنيد. هر چه هم که مي گويم بلند صحبت نکن، به خرجش نمي رود، ديگر کم کم دارم به بلند صحبت کردنش شک مي کنم چون با يکي- دو نفر اينطور حرف نمي زند. مثلاً هر وقت برادر کوچکش يا يکي از دوستانش که از دوره دبيرستان با هم دوست هستند، به منزل ما مي آيند، صحبت کردنش آهسته مي شود! شما باشيد شک نمي کنيد؟!

هر حرف بايد به لحن خاصي بيان گردد. در حال صحبت نيز شدت صدا مي تواند کم و زياد شود. بلندتر حرف زدن روابط ميان نقطه نظرها را نشان مي دهد. مثلاً مي تواند حاکي از آن باشد که "صبر کن، حرفي دارم که بايد بزنم" يا صبر کن، هنوز حرفم تمام نشده است ياعصباني هستم و يا ... ملايم تر حرف زدن هم مي تواند معاني خاص خود را داشته باشد. به عنوان مثال، خسته شدم، تو حرف بزن، يا خجالت مي کشم با صداي بلند صحبت کنم. يا، حالا نوبت توست حرف بزني و يا نشانه اي براي احترام و ادب به ديگري و ديگران.

بلندتر صحبت کردن از حد انتظار نيز مي تواند براي شنونده، معاني مختلفي را در برداشته باشد. مثلاً فرد فاقد قدرت ابراز وجود باشد يا در جهت تحريک احساسات باشد، يا دستور تلقي شود و ... که به هر حال اگر با اين مسئله نيز درست برخورد نشود، شنونده را دچار گيجي و سردرگمي از نيافتن ارتباط با شخص گوينده خواهد کرد.

آهنگ و زير و بم صدا

عادت به لحن صدا از جانب افراد، گاه موجب مي شود تا در برخورد با لحني ديگر آن لحن غيرطبيعي جلوه کند. به عنوان مثال دو نفر که داراي فرهنگ دو گفت وگوي متفاوت اند، به طور قطع با توجه به فرهنگ خويش، با آهنگ و زير و بم و در مجموع حالت مخصوص به خود سخن مي گويند. حال اگر فردي شناخت مناسبي از مخاطب يا گوينده مقابل خود نداشته باشد، چه بسا در هنگامي که آن فرد آرام يا عصباني است اين گونه تصور کند که لحن طرف وي خسته کننده يا يکنواخت و يا خوشايند است.

آهنگ صدا ناشي از ترکيبي از سرعت، مکث، رسايي و از همه مهم تر تغيير زير و بم آن صدا. در واقع حالت جسماني دهان و حنجره آن را مشخص مي سازد، زير و بم صدا مانند رسايي يا ملايم بودن صدا نيز معاني نسبي متفاوتي دارد.

از آنجايي که نشانه هايي مانند تغييرات زير و بم صدا (و نيز بلندي و سرعت گام صحبت) همچنين نشانه بيان هاي احساسي هستند احتمالاً تعجب آور نيست که زنها بيش از مردها، از تغييرات زير و بم صدا استفاده مي کنند. همانطور که مشخص است زنها هم اغلب به احساساتي بودن بيش از مردها، شهرت دارند. همين مطلب، در مورد افراد يک فرهنگ خاص نيز صدق مي کند.

به هر حال بد نيست بدانيم وقتي قرار است من يا شما، در هر روز و ساعت از عمرمان، دقايق پي در پي و متوالي را صرف صحبت کردن کنيم، چه بهتر که در باره مقتضيات و نحوه صحبت کردن بيشتر بدانيم و مهمتر از آن، اين داشته ها را به کار بنديم.

منبع: تبیان

+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  | 


perg0la3

همه مردم در تمام طول روز صحبت مي کنند. اما آيا آنها همگي مي دانند چگونه صحبت مي کنند و يا چطور بايد صحبت کنند؟

آيا هيچ پيش آمده بر اثر نوع صحبت طرف مقابل، منظور و سخن او را به گونه اي ديگر برداشت کنيد و پس از مدت ها، متوجه شويد که اشتباه کرده ايد؟

آيا ربطي بين سخن گفتن و موفقيت و محبوبيت، مي بينيد؟

يک کارمند بخش تبليغات:

صحبت کردن ارتباط مستقيمي با کار دارد. اينکه چه بگويم، چطور بگويم و يا به قول معروف از چه دري وارد شوم تا بتوانيم براي موقعيت کاري ام، به نتيجه اي دلخواه برسم.

نوع صحبت، در کاري که دارم بسيار مهم است. اينکه چگونه موارد لازم و ظريف را رعايت کنم يا لحن در هنگام گفتن يا خواندن مطلب، با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باشد و خيلي نکات ديگري که متاسفانه خيلي افراد از آنها کاملاً بي خبر و بي اطلاعند و فکر مي کنند که خوب، گويندگي خيلي آسان است. به همين علت هم است که گفتار خيلي ها در حال حاضر به دل ديگران نمي نشيند.

يک کارمند آژانس مسکن:

صحبت کردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال اين شخصيت ممکن است بنا به مقتضاي پيش آمده، متفاوت باشد. مثلاً خود من، از زماني که در آژانس مسکن مشغول به کار شدم، فهميدم بايد نوع صحبت کردنم را کمي تغيير بدهم. چرا؟ براي آنکه بتوانم در دل مشتري رخنه کرده و با جذابيت کلمه و نفوذ کلام، به او نشان دهم که آژانس درستي را براي يافتن ملک مورد نظر، انتخاب کرده است!!

يک فروشنده:

به نظر من حرف اول را در فروشندگي، زبان شيرين و به قول بعضي ها، چرب و نرم مي زند. آقا و خانم هم ندارد. شما بايد طوري با مشتري صحبت کنيد که او دست خالي از مغازه بيرون نرود. پس مي بينيد که صحبت کردن چقدر مهم است، حتي بارها در روزنامه ها خوانده ايم فلاني آن قدر زبان شيرين و چرب و نرمي داشت و آنقدر زيبا و در ظاهر منطقي صحبت مي کرد که تمام اطرافيانش را شيفته خود مي کرد و در نهايت آنها را فريب مي داد تا به چيزهايي که مي خواهد برسد! البته اين گونه افراد که از هنر صحبت کردن در موارد منفي و رياکارانه بهره مي برند، افراد خوبي نيستند، چون به نظر من، هنر صحبت کردن هم از آن چيزهايي است که بايد مقدس شمرده . ساعت هاي مديدي را صرف صحبت کردن، داستان سرايي، جر و بحث، تدريس و گاهي هم با خود حرف زدن مي کنيم! در عين حال ساخت و اداي جمله، لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بيان و چگونگي سخن گفتن را نيز مي توان از موارد مستقيم و مربوط به صحبت کردن دانست. چرا که تمامي موارد ياد شده در جذب مخاطب يا مخاطبان ما نقش مهمي داشته و مي تواند قدرت ما را به عنوان معياري کاملاً واضح براي آنکه متوجه شويم ، مخاطب ما تمايل به ادامه صحبت دارد يا خير را مشخص نمايد.

بايد گفت شناخت، ايجاد راه مناسب به اضافه انتخاب کلمات و جمله ها و همين طور نکاتي که در سطور قبل قيد گرديد، همگي منتسب به علمي مي شود به نام علم زبان شناسي. علم زبان شناسي نظمي است که براي درک طرز کار زبان، مورد استفاده قرار مي گيرد. ربط بين افراد از طريق صحبت دو طرفه ، ايجاد حفظ و يا از هم گسيخته مي شود و بدين ترتيب موجب مي گردد تا راه مطمئني براي درک چگونگي ايجاد، ماندگاري و يا گسسته شدن اين ربط، فراهم آيد. البته شاخه هايي از علم زبان شناسي بيشتر با تاريخ يا دستور زبان و يا آرايه هاي نمادي زبان مربوط مي شوند. اما شاخه هايي در علم زبان شناسي به جامعه شناسي زبان، تحليل، سخنراني و زبان شناسي انسان شناسانه اختصاص يافته که بيشتر به اين توجه دارد که مردم چگونه از زبان، در زندگي روزانه استفاده مي کنند و چگونه مردمي با فرهنگهاي متفاوت از زبان، آن هم به شيوه هاي گوناگون، بهره مي گيرند.

به هر حال بايد اذعان داشت، علم زبان شناسي است که مي تواند به بشر بياموزد چگونه مي توان زندگي را در اختيار گرفت و روابط با ديگران را چه در محل کار، يا ميهماني ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بين خانواده، بهبود بخشيد.

فکر کنيد در يک ميهماني نشسته ايد، ناگهان احساس تنهايي مي کنيد، از خود مي پرسيد، "مردم اين همه حرف مهم را از کجا مي آورند که اين چنين ممتد با يکديگر صحبت مي کنند؟" پاسخ اين است که حرف مهمي در کار نيست بلکه مردم سعي مي کنند موضوع مهمي براي صحبت پيدا کنند و بعد، درباره آن به گفت و گو بپردازند. گفت و گويي که در واقع به واسطه آن نشان داده مي شود، افراد با يکديگر مرتبط اند. به عبارتي صحبت ميان افراد، از رابطه آنان سخن مي گويد.

اجزاي قابل توجه

اطلاعاتي که به وسيله معاني کلمات منتقل مي شوند پيام و آنچه در باره روابط مخابره مي شوند، تلقي در قبال يکديگر و موقعيت و حرفي که مي زنيم، فراپيام را تشکيل مي دهند.

اين همان فراپيام است که نسبت به آن واکنش شديد نشان مي دهيم. به عنوان مثال اگر کسي در حالي که آرواره هايش را به هم فشرده و در حالي که کلمات را با غضب و فشار از دهانش خارج مي کند به شما بگويد "من خشمگين نيستم" اين پيام را از او نمي پذيريد و به جاي آن فراپيام را از او قبول مي کنيد و نتيجه مي گيريد که او خشمگين است. گفتن عباراتي نظير "تو اين را نگفتي اما طرز بيانت اين معنا را داشت" يا "چرا اين طور گفتي؟" يا "مسلم است اشکالي وجود دارد، لحن کلامت اين را به خوبي نشان مي دهد" واکنشهايي نسبت به فراپيامهاي سخن هستند.

در حاليکه کلمات اطلاعاتي را منتقل مي سازند، طرز سخن ما، بلندي صدا، سرعت حرف زدن، طرز اداي کلمات با تاکيدها، ذهنيت ما را مشخص مي نمايند. سر به سر گذاشتن، توضيح دادن، تهمت زدن، اينکه احساسي دوستانه داريم يا خشمگين هستيم، آيا مي خواهيم صميمي تر شويم يا بيشتر فاصله بگيريم و غيره. به عبارت ديگر طرز گفتار ما معاني اجتماعي را مخابره مي کند.

گرچه ما پيوسته در سخن خود نسبت به معناي اجتماعي واکنش نشان مي دهيم اما حرف زدن در باره آن برايمان دشوار است. زيرا در فرهنگ تعاريف کلمات آن را نمي يابيم. انديشيدن، ديدن و يا حرف زدن در باره نيروها و فرآيندهايي که براي آن نامي نداريم، حتي اگر اثرشان را احساس کنيم دشوار است. علم زبان شناسي واژه هايي در اختيارمان مي گذارد که فرايندهاي ارتباط را توصيف مي کند و در نتيجه امکان ديدن، حرف زدن يا انديشيدن در باره آنها را ميسر نمي سازد.

 

+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  | 


perg0la2
+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  | 


دوستي مانند يك بازي است كه مهره هاي آن دائم در حال

 

برخوردن هستند. در بهترين حالت آن دو نفر مانند چراغ مه شكن

 

هستند و راه يكديگر را روشن مي كنند. همچنين نقاط ضعف هم

 

را آشكارمي كنند كه موجب رشد دوطرف و پايداري علاقه مي

 

شود اما اين تعادل را چگونه مي توان حفظ كرد؟ خيلي ساده و با

 

رعايت قواعد بازي مي توان اين كار را انجام داد. مهمترين قواعد

 

دوست داشتن به قرار زير است:

 

peg0la1

1ـ خود را دوست بداريد

 

كسي كه اعتماد كافي به خود ندارد نمي تواند از احساسات

 

طرف مقابل به درستي قدرشناسي كند. به اين ترتيب موفق مي

 

شويد: دست از كار كردن مانند سيندرلا برداريد. اين در صورتي

 

است كه خود را به درستي ارزيابي نكرده ايد. برنامه خود را تغيير

 

دهيد. شعارتان اين باشد، بهترين چيزها براي خودم! براي خود

 

چيز تازه اي بخريد، به سينما برويد. كسي كه باخودخواهي به

 

برآورده كردن خواسته هاو اهداف خود بينديشد، نتيجه عكس آن

 

را مي گيرد. علاقه به خود در اثر ارتباط عاطفي و روحي با همسر

 

انسان به دست مي آيد، نه درحل كردن مشكلات به تنهايي.


2ـ مسئوليت خود را برعهده بگيريد

 

هركس طراح خوشبختي خود است. به اين ترتيب موفق مي

 

شويد؛ اگر فكر مي كنيد خوشبختي در دوستي خود به خود به

 

وجود مي آيد، در اشتباه هستيد. علاقه هم مانند يك غذاي لذيد

 

بايد درست شود. فعال شويد! دوستي ايده آل محصولي از

 

عقايد، اهداف و همكاري است. بايد سؤال زير را براي خود مطرح

 

و آن را حل كنيد، آيا اصلاً به زندگي زناشويي علاقه اي داريد؟

 

همسر شما بايد داراي چه ويژگيهايي باشد؟ در كجا مي توانيد او

 

را بيابيد؟ و هنگامي كه او را يافتيد بايد بين واقعيت و تصورات خود

 

تعادلي برقرار كنيد.


3ـ به خود وقت بدهيد

 

زن و شوهر بايد با صرف وقت و صبر زياد، نخهاي زندگي خود را

 

به هم گره بزنند، به اين ترتيب موفق مي شويد: زندگي

 

زناشويي خود را خانه اي ببينيد كه بايد آن را بسازيد و عشق

 

يكي از مصالح اصلي آن است. براي اينكه ساختمان محكم

 

ساخته شود، بايد پايه هاي محكمي براي آن بريزيد. شما بايد

 

براي كشيدن نقشه و پياده كردن آن درساختن اين خانه آرامش و

 

زمان زيادي صرف كنيد. اين موضوع در مورد ارتباط دو نفر هم

 

صدق مي كند.

 

اگر شما براي رسيدن به علاقه اي عميق، عجله به خرج دهيد،

 

در خاتمه چيزي به دست خواهيد آورد كه فقط شبيه يك ارتباط

 

است. اما معلوم نيست كه اين ارتباط در مواقع بحراني هم دوام

 

پيدا كند، بنابراين دربيان نظرات خود و پذيرفتن نيازهاي طرف

 

مقابل رك باشيد.


4ـ بر ترسهاي خود غلبه كنيد

 

آيا گمان مي كنيد كه رشد، تكامل و سرزندگي در درازمدت جايي

 

در زندگي زناشويي شما نخواهد داشت؟ دوستي واقعي،

 

ردوبدل كردن دائمي افكار است. به اين ترتيب موفق مي شويد

 

ليستي از مسائل مهم تهيه كنيد. ترسهاي خود را بشناسيد.

 

شما در كجا جلو خود و همسر خود را مي گيريد و مانع پيشرفت

 

رابطه مي شويد؟ چه چيزي موجب رنجيدگي شما مي شود؟ در

 

چه مواردي مي توانيد با گذشت باشيد؟ باهمسر خود صحبت

 

كنيد كه چگونه مي توان با موانعي كه در ارتباط شما وجود دارد،

 

مبارزه كرد؟


5ـ از كلمات صحيح استفاده كنيد

 

لحن صحبت دريك ارتباط زناشويي نقش مهمي دارد. پس از

 

سپري شدن دوران اوليه زندگي، بايد با همسر خود گفتگوهاي

 

زيادي داشته باشيد تا بتوانيد يكديگر را بهتر درك كنيد. به اين

 

ترتيب موفق مي شويد، هنگام صحبت با همسر خود توجه

 

داشته باشيد كه زمان ومكان صحيحي را انتخاب كرده ايد. نبايد با

 

طعنه يا خشونت صحبت كرد. احساسات خود را هنگام گفتگوهاي

 

منطقي زياد به بازي نگيريد. از گله كردن بپرهيزيد. به يك توافق

 

برسيد. تشويق وتحسين در زندگيهاي موفق نقش بسيار مهمي

 

برعهده دارند. براي هر انتقاد بايد 5 نكته مثبت را هم در نظر

 

بگيريد.

 

۶ـ رفتاري قاطع و در عين حال منصفانه داشته باشيد

آيا شما در بن بستي قرار داريد ونمي دانيد چگونه بايد از آن

 

خارج شويد؟ همواره در زندگي زناشويي وضعيتهايي وجود دارند

 

كه با توافق دوطرفه، هيچكس احساس مغبون شدن نمي كند. به

 

اين ترتيب موفق مي شويد. اولين قدم قبول داشتن همسر

 

است. بعد بايد نتيجه مورد نظر خود را تعيين كنيد. همواره در تمام

 

مسائل توافقي وجود دارد كه هر دوطرف را راضي كند.


7ـ در تغييرات با يكديگر همكاري كنيد

 

هيچ چيز ثابت نيست. درزندگي زناشويي تغييرات غيرقابل اجتناب

 

هستند. تغيير شغل، تولد فرزند و غيره مسائلي هستندكه زن و

 

شوهر بايد با هم بر آن غلبه كنند.

 

به اين ترتيب موفق مي شويد: انعطاف پذيري علاوه بر اينكه يكي

 

از پايه هاي مهم زندگي است، يكي از مهمترين خصوصيات

 

افرادي است كه برخورد بهتري در حل مشكلات دارند. پذيرفتن

 

تغييرات با انعطاف پذيري يعني وداع با چيزهايي كه در گذشته

 

وجود داشته است. تغييرات همواره موجب تغيير روند بازي مي

 

شوند. حال بايد رفتاري جديد در پيش گرفت. تغييرات سه مرحله

 

دارند.

 

۱ـ هنوز همه چيز آشناست وهركس مي داند چه بايد بكند.

 

۲ـ چيزهاي آشنا شروع به از بين رفتن مي كند و حال بايد فعال

 

بود.

 

3ـ هر يك ازافراد خانواده در چارچوب تغيير موردنظر خود را تطبيق مي دهد.


8ـ جمع بندي رابطه

 

همانطور كه اتومبيل خود را نزد تعميركار مي بريد، بايد از رابطه

 

خود هم مراقبت به عمل آوريد. كنترل دائمي ارتباط موجب حل

 

راحت تر مشكلات و اختلافات احتمالي مي شود.

 

به اين ترتيب موفق مي شويد، هر روز كاملاً آگاهانه براي همسر

 

خود وقت بگذاريد. از او بپرسيد كه روز خود را چگونه گذرانده

 

است و به چه فكر مي كند. ارتباط مانند يك باغچه است، بايد از

 

آن مراقبت كرد، در غير اين صورت پژمرده مي شود.


9ـ ارتباط خود را تازه و شاداب نگه داريد

 

راز داشتن ارتباط خوب و درازمدت اين است كه دائم به آن

 

رسيدگي كرد.

 

به اين ترتيب موفق مي شويد، گاهي اوقات او را به طرز

 

مطبوعي غافلگير كنيد. به پيك نيك برويد، تا جايي كه امكان دارد

 

با هم بخنديد. اتفاقاتي را به خاطر بياوريدكه هردو در آنها نقش

 

داشته ايد. در برخي موارد موضوعات كوچك را همواره رعايت

 

كنيد. بعضي از اين مسائل هميشه ثابت مانند لنگري هستندكه

 

كشتي احساسات را در درياي توفان نگه مي دارند و شما را به

 

آرامش مي رسانند.


10ـ آرامش خود را حفظ كنيد

 

بايد كاملاً آگاهانه قواعدي را رعايت كنيد، زيرا زماني مي رسد كه

 

شما به زندگي روزمره خود بازمي گرديد.

 

به اين ترتيب موفق مي شويد: هنر بزرگي است كه هويت

 

همسر خود را بپذيريد وبه آن احترام بگذاريد و درعين حال خود را

 

هم فراموش نكنيد به ايده آل هاي خودوفادار بمانيد و ارتباط خود

 

را با دوستانتان قطع نكنيد. حتماً بايد به كار خود ادامه دهيد و

 

علايق خود را فراموش نكنيد.

 

+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  | 


 

 

بدون شك خانواده مهمترين هسته اجتماع مي باشد و به اين علت از اهميت ويژه اي برخوردار است . بنابراين كاركردهاي مختلف آن نيز بايستي مد نظر قرار گيرد . طبيعتاً اولين گام در جهت تشكيل خانواده امر ازدواج مي باشد و در واقع اين مسئله آغاز تشكيل خانواده در جامعه است . لذا به منظور شناخت هر چه بيشتر به بيان مطالبي در اين زمينه مي پردازيم . سخن اول خود را از جايگاه زوجيت در عالم هستي و آغازين خانواده انساني ، شروع مي نمائيم . 

از آن هنگام كه خدا زن را از آسمان عشق نازل كرد و مرد را در زمين عقل مبعوث ، تا آن زمان كه مقدر شد راز حكمت آميز اشتياق بين اين دو از پرده سكوت بيرون افتد تا هر دو بتوانند در جذبه زوجيت خواستار نيمه ديگر خود شوند و به سكون رسند ، پاسخ اين جذبه در مدار انساني ، يك سنت نبوي ناميده شد و در مدار ساير پديده ها از كوچك تا بزرگ و از ذرات تا كرات يك سنت الهي نام گرفت سنتي كه در آن همه پديده ها در حلقه زوجيت به هم الحاق يافتند و خداي مهربان در محضر تكوين با آيه كريمه « سبحان الذي خلق الازواج كلها » خطبه زوجيت آنها را خواند و البته مثل همه نيازها و پاسخ هاي ديگري كه وقتي به انسان مي رسد عاليترين وجه خود را مي يابد ، نكاح و زوجيت نيز در عرصه انساني اهداف و مقاصد والاي انسان را مي يابد كه اين موضوع در نخستين پيوند آسماني مشهود است چنانكه در روايت است وقتي آدم و حوا اين دو تواب تبعيدي در زمين قرار گرفتند به ناگاه آدم در خود حس غريبي يافت كه مثل صاعقه از وجودش عبور كرد و در قلبش جرقه زد ، بي فاصله لب به سخن گشود و گفت : پروردگارا در برابر خود كسي را مي بينم كه از او انسي در خود احساس مي كنم و خدايش مي فرمايد : آيا بودن در كنار او را مي پسندي ؟ و آدم عرض مي كند بله پروردگارا و خدايش مي فرمايد : او حواست او را از من بخواه ...

اگرچه در اين فراز ، لطيفه ديگري علاوه بر ميل زوجيت نهفته است و آن اينكه نياز ، فقر است و اظهار نياز ، فقر بالاتر از نياز است را بر حوا نپسنديد و نياز او را در صدف صبر و انتظار ، مكنون خواست تا آدم با اظهار نياز و خواستاري ، صدف صبر و عصمت حوا را دق الباب كند و به انتظار پاسخ اش بنشيند و اين آغاز تشكيل خانواده در نخستين جامعه انساني است .

خانواده اي كه با فخر در بارگاه  عرش ، تاج « كرمنا بني آدم » را دريافت نمود تا در آن نسلي در امتداد خط كرامت بپروراند خانواده اي كه بايد هم در آن جسم انسان تولد يابد و هم روح انساني .

بي ترديد تحقق همين موضوع ، بزرگترين و مهمترين كاركرد خانواده است در واقع خانواده تنهاترين مسير شروع  براي تولد شخص انسان و بهترين محل براي تولد شخصيت انساني است .

 

بر گرفته از tebyan.net

+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  | 


به رغم اين كه دانشمندان نقش تغذيه و عادات صحيح غذايي را در سلامتي بدن و پيشگيري از بيماري‌هاي مزمن به اثبات رسانيده‌اند، ولي همچنان شاهد شيوع چاقي و بيماري‌هاي مربوط به آن نظير تصلب شرايين، ديابت، نارسايي قلبي و... كه همگي در كاهش طول عمر نقش اساسي دارند، هستيم.

به طور كلي رعايت شيوه‌هاي صحيح تغذيه كه در پيشگيري از بروز انواع بيماري‌ها، سرطان‌ها و پيري زودرس نقش دارند، براي افرادي كه مي‌خواهند زندگي سالم و طولاني داشته باشند، ضروري است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  | 



 در مواقع سختي ، وقتي نمي توانيد از همسرتان معذرت خواهي كنيد ، وقتي

 به زبان آوردن متاسفم برايتان دشوار است ، لازم نيست به خود فشار
 

بياوريد و اين كلمات حزن انگيز را به زبان آوريد. كافيست يك دسته گل

 

براي او بياوريد. زنان در ترجمه احساسات مهارت فوق العاده اي دارند،
 

آنها دسته گل شما را به عنوان متاسفم تلقي خواهند كرد و همه چيز به
 
خوبي و خوشي تمام خواهد شد.

 

ولي همواره به ياد داشته باشيد كه بهترين زمان براي هديه كردن گل به
 
زنان ، زماني است كه هيچ اتفاق خاصي رخ نداده است. ولي وقتي بي هيچ
 
دليلي برايش گل مي خريد ، علاوه بر اينكه او را غافلگير مي كنيد به او مي
 
فهمانيد كه چقدر برايش اهميت قائليد ، اين احساسي است كه زنان هيچ  وقت فراموش نمي كنند.

 

+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  | 


 دوست دختر ، نامزد ، همسر:

از آن جايي كه رز همواره سمبلي از علاقه و عشق است ، بد نيست به  شخص مورد علاقه تان رز قرمز هديه كنيد. اگر اين شخص خيلي رمانتيك است مطمئن باشيد از دسته گلي پر از رز قرمز خيلي خوشحال خواهد شد  اگر همواره براي فرد مورد علاقه خود دسته گلي مي فرستيد و احساس مي كنيد كه اين كار خسته كننده و عادي شده است ، اين بار گل ها را در يك جعبه ، پاكت يا به نحوي كه با هميشه متفاوت است براي او بفرستيد. اگر سالگردي را جشن مي گيريد فراموش نكنيد كه همراه هديه هايتان يك دسته گل هم براي او بياوريد . اين به ياد ماندني ترين كاري است كه مي توانيد براي همسرتان انجام دهيد.
+ نوشته شده در   ساعت   توسط "مهربان ناآرام"  |